خلاصه وینکس کلاب که لازم تون میشه.2
17 خرداد · · خواندن 13 دقیقه خب بریم برای ادامه خلاصه های وینکس کلاب.
بریم برای فصل سوم. قمست سوم خلاصه ش زیاده چون قراره یکی از کمیک ها در مورد این فصل باشه.
باز میریم مدرسه که سال سوم و اخر پری هاست. در این فصل باید سومین و اخرین قدرت پریانه یعنی انچانتیکس رو به دست بیارند تا به پری کامل و نگهبان سرزمین شون تبدیل بشند. برای اینکار باید کاری فداکارانه برای سرزمین شون یا اهالی سرزمین شون انجام بدند.
تریکس اینبار به ته سرزمین جادو یعنی بُعد امگا فرستاده میشه. سیاره ای سرد که بدترین جا برای بدترین خلافکار هاست. اونجا با والتور، جادوگری که نزدیک به صد سال تو یخ زندانی شده بود اشنا میشند.
والتور یک جادوگر که جادوگران اجدادی که در خدمت لرد دارکار بودند، از قدرت تاریک لرد، جادوگری به نام والتور رو تربیت میدند تا تو نابودی سرزمین دومینو یا سرزمین بلوم کمک شون کنه و حالا که ازاد شده، ایشون هم میخواد که کار نیاکان ش رو ادامه بده یعنی کنترل سرزمین جادو. این یکی یه نشان داره و روی هرچی که مال اونه، یه نشان میزاره. و البته تریکس با والتور در این راه همراه میشه، چرا که نه؟
این وسط، استلا میفهمه که پدرش داره دوباره ازدواج میکنه. اون از مادر ناتنی جدیدش، کاسندرا، بیزاره و با خواهر ناتنیش یه دعوایی میکنه. کاسندرا هم همین طور. اون با والتور دست به یکی میکنه و با طلسم تاریک اول پدر استلا و بعدش خود استلا رو طلسم میکنه. پدرش هیپنوتیزم میشه و استلا تبدیل به یه هیولای زشت ولی با عشق واقعی برندون نسبت به استلا، طلسم استلا شکسته میشه.

والتور برای فرار از بعد امگا، باید از زیر اندروس رد بشه، به خاطر همین میزنه خونه آیشا رو خراب میکنه مخصوصا قسمت ابی ش رو. اینکار باعث اسیب رسیدن به ملکه پری دریایی ها میشه. لایلا سعی میکنه با والتور بجنگه ولی والتور با طلسم تاریک، لایلا رو کور میکنه. در نهایت وینکس به کمک ملکه پری دریایی رفته و چون صدمه دیده بود. ایشا، با قدرتش ملکه رو درمان میکنه و همین باعث میشه که انچانتیکسش رو به دست بیاره ولی متاسفانه همچنان کوره. پس با کمک دخترها به مدرسه میرند و مدیر بهش میگه که میتونی با قدرت گرد پری که یک قدرت خاص از انچانتیکس، هر قدرت تاریکی رو از بین ببری. آیشا با فراخوندن این گرد، تونست بینایی ش رو به دست بیاره. ( و خیلی زیبا بود، برید قسمت ششم رو حتما ببنید.)
این وسط اسکای مهمونی برگزار میکنه و میخواد که تو مهمونی، بلوم رو به عنوان نامزدش به همه معرفی کنه. دوست دختر یا نامزد قبلی اسکای یعنی دیاسپرو هم دعوت و ناراحت بود ولی با دارو والتور حالش خوب میشه. اینجوری یه دارو به خورد اسکای تو مهمونی میده و اون رو تحت طلسم والتور در میاره. اینجوری اسکای به جای بلوم، دیاسپرو رو به عنوان نامزدش معرفی میکنه. یه اشوبی تو مهمونی میشه که باعث میشه اژدها یان که اونجا بودند به پدر استلا حمله کنند. استلا هم فداکاری میکنه و به جای اینکه به فکر جون خودش باشه، میره و پدرش رو نجات میده.
این وسط بلوم باز دراما کوئین میشه و برمیگرده به خونه ش تو زمین ولی با شنیدن خبر ازدواج اسکای و دیاسپرو و حرف های خانواده زمینیش برمیگرده به مجیکس تا با دخترها برند ببیند این اسکای چه شه. در اخر متوجه میشند که بله، والتور پشت این قضیه بوده. و استلا خانم یه بار دیگه از گرد پری استفاده کرده و این طلسم رو میشکنه. بله پس چی.
والتور با تریکس، موفق میشه به شکل های مختلف به سرزمین دختر ها و سرزمین های جادویی دیگه اسیب بزنه و از هرکدوم قدرت خاصی رو بدزده. حتی به مدرسه های جادو هم حمله میکنه و یه جنگ باحاله والتور و مدیر ها داریم. با اینکه مدرسه تریکس رو میگره ولی تو گرفتن مدرسه پری ها شکست میخوره به جاش یه چیز دیگه گیر میاره. این وسط میوسا با نجات پرنسس گالاتیا (پرنسس سرزمینش) تو اتش سوزی کتابخونه مدرسه پری ها انچانتیکسش رو استفاده میکنه. از گرد پری هم برای برگردوندن بالهای گالاتیا استفاده میکنه.
با این حال مدیر مدرسه پری ها گیر میوفته و تبدیل به درخت میشه. برای از بین بردن این طلسم به سرزمین فلورا (لنفیا) میرند و اونجا با خواهر فلورا یعنی میلی، اشنا میشند. تریکس باز هم جلوشون رو میگره. یه داستان عشق خواهرانه بین فلورا و میلی اتفاق می افته و در نهایت فلورا انچانتکسش رو به دست میاره و گرد پری رو هم همونجا استفاده میکنه و بله مدیر رو هم بعدا نجات میدند.
دوباره به خونه آیشا حمله میشه. اینبار مجبور اند در بعد امگا رو ببندند ولی نمیتونند. تکنا هوشمندی میکنه و خودش رو فدا. اینطوری هم از انچانتیکسش رو به دست میاره و هم از گرد پریش برای بستن استفاده میکنه ولی پرتال خیلی قوی و تکنا رو با خودش میکشه به درون خودش. شایعات میگفت هرکی بره اونجا دیگه برنمیگرده و راه خروج هم نداره. به این شکل متاسفانه تکنا رو از دست میدیم.
پس همه قدرت انچانتیکس دارند بجز بلوم. چون اون سرزمینی نداشت ولی با رفتن به سرزمینی که خواستگاه اژدهایان هست و راهنمایی های یک بانویی، موفق میشه قدرت انچانتیکس رو فعال کنه و با تریکسی که والتور سراغش فرستاد بود بجنگه ولی قدرتش ناقصه. گرد پری داره ولی توانایی دیگه این قدرت یعنی کوچیک شدن (اندازه یه پری مثل تینکربل) رو نداره و نمیتونه به خوبی کنترلش کنه چون انچانتیکس قدرت خیلی خیلی قوی هست.

راستی تکنا چون پلنگ زنده میمونه و سیگنال میفرسته. تیمی، دوست پسرش، متوجه زنده بودن تکنا میشه. در نهایت بلوم و اسکای میرند امگا و تکنا جون رو پیدا میکنند. ایول.
بعد وینکس بیشتر در مورد نحوه نابودی والتور تحقیق میکنه و متوجه میشه که باید دنبال ستاره های دریایی باشند. برای اینکار با افرادی مانند خدا که یکی شون اولین پری بود، صحبت کردند و اونها گفتند اگه میخواید باید از یه ازمون رد بشید که البته چرا که نه. وینکس موفق میشه.
ولی والتور با اون قیافه جدید ش که تریکس اصلا از ش خوشش نیومد، قدرتمند تر از اونی که چند تا ستاره جلوش رو بگیره. پس چیکار میکنیم؟؟ بلوم خودش رو فدا میکنه و اواتار انگ بازی در میاره. (اواتار انگ داشتیم وقتی اواتار انگ مد نبود. حتی خود بلوم هم نوعی ناروتو بود و خبر نداشتیم. خخخ. دارم شوخی میکنم دوستان جدی نگیرید.)
اره در اخر وینکس باز هم موفق میشه. هیپ هیپ هورا و فصل سوم رو با ارزو بلوم برای دیدن دوباره خانواده اصلی ش میبندیدم چون خبر دار شدیم که اونها زنده اند.
نکات کوچولو که تو خلاصه جا نشد:
ایشا هم اینجا دوست پسر گیر میاره که برخلاف بقیه دخترها متخصص نیست. یک جادوگر باحال به اسم نابو. که یه ازدواج زوری با نابو داشته و اوایل خیلی ازش خوشش نمیومده ولی رفته رفته با شناخت نابو فهمیده که چه گل پسری بوده.
یه چیز که در مورد آیشا یادم رفت بگم. ایشون در حقیقت پری مورفیکس هست. یه چیز صورتی آدامس مانند که به هرشکلی که میخواد میتونه در بیاره ولی تو دوبله انگلیسی به پری امواج دریا تبدیل شده. چرا ش رو نمیدونم.
راستی تریکس هم قدرت دیس انچانتیکس رو از والتور یه چند قسمتی به دست میارند.
وینکس نماد رابطه عاشقانه هم هست:
استلا و برندون نماد عشق واقعی بین دو طبقه مختلف جامعه. چون برندون شاهزاده نیست ولی استلا هست.
میوسا و ریون نماد عشق تاکسیت
فلورا و هلیا نماد عشق عشقولانه. عشق سالم و این حرف ها.
ایشا و نابو هم نماد عشق زوری که بعدا گلهای عشق میروید هست
تکنا و تیمی هم عشق عشقولانه ای که یواش یواش بین دو تا درونگرا، خرخون یا هر چی که اسم رو میزارید، پیدا میشه
بلوم و اسکای هم نماد عشق راز دار هست فکر کنم. چون هرکدوم راز داشتند خب

قبل از رفتن به فصل چهارم میریم به اولین سینمایی وینکس کلاب یعنی راز حکومت گمشده.
تو این سینمایی ابجی بلوم یعنی دافنی میگه هی ابجی، یه راه هست که میشه مامان و بابا رو برگردوند. بلوم هم میگه عههههههههههههههههههه، واقعااااااااااااااااااااااااااا؟؟

دوباره وینکس با متخصصین گروه میشه و میره که تو در و دشت و توصیه های دافنی، سرزمین یخزده دومینو رو نجات بدند و البته که ادم بد ها یعنی جادوگران اجدادی نمیزارند. البته چون روح شدند و در سرزمین ابسدین زندانی شدند، نمیتونند زیاد کاری کنند پس یه جادوگر پیدا میکنند که یه بانو با حشرات ش اینکار رو برای شون میکنه. ولی در اخر بلوم و اسکای با شمشیر جدید ش حساب این بانو حشره ای رو میرسند و سرزمین یخ زده رو نجات میده. ایول. در اخر هم بلوم، خانواده اصلی ش رو میبینه و زندگی جدید بلوم به عنوان شاهزاده خانم دومینو شروع میشه.
نکات کوچولو که تو خلاصه جا نشد:
دافنی برنمیگرده و همون طوری روح میمونه.
بلوم هم با این کارش انتچانتیکس ش رو کامل میکنه و میتونه مثل بقیه به قدرتهایی دیگه پریانه به دست بیاره.
اتفاقات و اطلاعات باحالی هست که اصلا جا نمیشه پس برید سینمای رو نگاه کنید.
اسکای هم اون شمشیر رو به دست میاره چون تازه شاه اراکلیون شده بود. ( راز استفاده از اون شمشیر این بود که طرف باید شاه بدون تاج باشه. اون شمشیر هم مال بابا بلوم بود که توش قدرت اژدها رو داشت و فلان.)
راستی بابا بلوم با زن ش، همراه با گریفین، فاراگوندا، سلاالدین و یه بابا دیگه باهم یه گروه به اسم کمپانی نور رو تشکیل دادند.
بسه دیگه، بریم سراغ اخرین فصلی که لازم دارید.
تو فصل چهارم باز هم برمیگردیم به الفه آ، البته نه به عنوان دانش اموز بلکه به عنوان معلم یا معلم یار یه همچین چیزی.
ولی وینکس مورد حمله یه گروه پسر جادوگر که شبیه به گروه متال هستند، میشند؛ که دنبال یه پری اند و فکر میکردند بلوم که بعدا میفهمند اشتباه اومد. باز بانو فراگاندا میاد و درس تاریخ بهمون بده. اون میگه که این گروه جادوگران حلقه سیاه هستند که تو زمین به دنبال پری های زمینی بودند. این گروه پری های زمین رو گیر انداخت و بالها شون رو ازشون گرفت ولی یک پری باقی موند و الان دنبال ش اند. پس وینکس میره زمین تا قبل از جادوگرها، این پری رو پیدا کنه و البته متخصصین هم میاند که اصلا بهشون خوش نمیگذره چون تو زمین، جادو وجود نداره. بلوم هم به دخترها گفته بود که از جادو خیلی استفاده نکنند چون ملت بهت یجور نگاه میکنند. چرا جادو تو زمین نیست چون پری نیست و با نبود اونها مردم اعتقاد شون رو نسبت به پری و جادو از دست داده و پری ها هم قدرت شون رو. به خاطر همین وینکس برای به دست اوردن قدرت جدید این قسمت باید مردم رو به پری معتقد کنه.

در اخر وینکس با باز کردن یک فروشگاه حییون خونگی، موفق میشند اخرین پری زمین رو پیدا کنند و اون کسی نیست جز راکسی، پری حییونات، شاهزاده خانم سیاره زمین. (اولین بار که استلا راکسی رو دید خیلی باحال بود خخخ) البته جادوگر ها که هرکدوم قدرت باحالی دارند، میاند راکسی رو بگیرند ولی راکسی بیشتر از یه شخصیت اصلی فصل چهارم.
خود راکسی با ایمان ش باعث میشه، وینکس این قدرت رو به دست بیاره و یه حلقه سفید که ساخت پری ها بود هم به دست میاره. ولی بعد به دست اوردن قدرت بلوینکس خودش، دو دل میشه ولی در اخر با راهنمایی های بلوم به وینکس ملحق میشه.

راز پری ها رو کشف میکنند، مادرش مورگانا، ملکه پری های زمین و پری های دیگه رو پیدا میکنند. پری های زمین علت ضعف شون رو مردم زمین میدونند پس میخواند که مردم زمین رو نابود کنند ولی وینکس مخالف این هست. پس با شکل های مختلف این قدرت و صحبت کردن با پری ها دیگه بالاخره موفق میشه که مورگانا رو از جنگ با انسان ها منصرف کنند و مردم رو بار دیگه به جادو معتقد میکنند.
اینجا ست که جادوگران حلقه سیاه وارد شده و میگند که ما قدرت دیگه نداریم و حلقه شون رو به وینکس میدند تا بده به ملکه. پس یه اتحاد موقت با جادوگر ها میبند تا جادو و انسان ها رو نجات بدند ولی رییس جادوگر ها زرنگتر از این حرف هاست. وقتی ملکه حلقه رو به دست کرد، فاتحه پری های زمین رو خوند.
اینجاست که کاری از دست کسی برنمیاد و نابو جادوگر باحال گروه دست به کار میشه ولی در این راه شهید میشه و برخلاف شخصیت های دیگه، برنمیگرده. حتی این وسط وینکس یه کادو داشت که میتونست یکی رو از مرگ نجات بده ولی رییس جادوگر ها مال ایشا رو به یه گل داد. در مورد مرگ نابو تئوری زیاد هست ولی خیلی ها میگند که اون نمرده و فقط رفته کما. تئوری کامل تو بلاگفا است لینکش تو قسمت توضیحات ( این) ویدیو است.
اینجاست که پری های زمین دو دست میشند. یه عده میگند خب خدا رو شکر نجات پیدا کردیم. یه عده به رهبری نبولا میرند تا انتقام سخت از جادوگر ها بگیرند، ایشا هم عضو شون میشه. ولیی در اخررررررر متوجه میشند که انتقام کار بدی هست و وینکس جادوگر ها رو یخی میکنند و میفرستن شون به یخچال.
در اخر فص چهارم، مورگانا از حکومت کنار گیری میکنه و میره سر خونه زندگی ش، شوهرش رو به بالاخره میبینه و حکومت رو میده به نبولا که بعدا بده به راکسی. وینکس قدرت جادو رو تو زمین ازاد میکنند تا زمین هم جادو داشته باشه.
نکات کوچولو که تو خلاصه جا نشد:
این قدرت، سه تا بال متفاوت دیگه هم داره. سه تا کادو از پری های بامزه میگیرند که دو تاشون تبدیل داره. سوفیکس قدرت طبیعت، لاویکس قدرت یخ، کادو سوم ارزو نجات از مرگ بود.
قدرت بلیونکس راکسی هم ناقص بود.
سینمایی دوم ام گفتم لازم میشه. بزار بگم. این سینمایی بین قسمت ها کمی مونده به اخر فصل چهارم میوفته. در واقع وینکس سه فصل اصلی داره و بقیه برای فن ساخته شده و البته چون قبلا قرار نبود فصل چهارمی در کار باشه. پس قرار بود وینکس با ایمان به خودشون بیلیونکس رو به دست بیارند و به خاطر همین به زوری تو یه جایی از چهار جاش دادند. هماهنگ باشید دیگه یعنی چی.
این سینمایی در مورد زندگی اشرافی بلوم هست. بلوم خیلی از این زندگی راضی نیست و حتی پدرش اجازه نمیده که با اسکای نامزد باشه. پس برمیگرده به پیش خانواده ناتنی ش تو زمین ولی دوستان ش تنهاش نمیزارند.

تریکس رو یادتون اینبار با جادوگران اجدادی دست به کار شدند. یه جنگ بین جادوگر و پری داریم و در اخر سر همه چیز اوکی میشه. بلوم و اسکای هم اوکی میشند. همین.
تو خوندن چپتر ها اگه نکته ای بود که جا انداخته باشم، بهتون تو نکات اضافه اش،میگم. نگران چیزی نباشید.
بقیه فصلها و سینمایی سوم لازم نیست. داستان کلا از نصف فصل چهارم چرت و پرت میشه و هی میخواند بلوم رو شخصیت اصلی نگه دارند و دیگه به شخصیت های دیگه خیلی نمیپردازند. درسته که بلوم شخصیت اصلی ولی به نظرم بهتر بود تو فصلهای دیگه از دخترهای دیگه میگفتند تا اسم وینکس کلاب بیشتر نمایان بشه تا اینکه مسخره کنیم و بهش بلوم کلاب بگیم.

هی قراره برند مدرسه یا ماموریت جدید و قدرت جدید به دست بیارند که حتی ضعیفتر از قدرت اولیه یا مجیکس هست. مخصوصا تو هفت که کلا چرت و پرت. تو فصل هشتم گرافیک عوض میشه ولی داستان بهتر از فصل هفت عمل میکنه.
چرا؟ چون بعد فصل سوم، شرکت سازنده اصلی یعنی رنبو که اهل ایتالیا است. برای دوبله بهتر و ساخت دنباله با نیکولودین که یه شرکت آمریکایی، قرار داد میبنده. ولی نیکولودین نمیتونه اون چیزی که وینکس بوده رو تو این فصل ها نشون بده. انگار یه فن فیک داغون که از اسم شخصیت ها استفاده شده.
یه فصل نهم هم داشت که کنسل شد. اون رو (اینجا) گفتم. الان هم که ریبوت گرفته و داستان رو از اول به شکل دیگه ای داره برای طرفدار های جدید تعریف میکنه. که بهتر نکنه
پس تا همین جا بعد میبینم تون باااااااااااااااایییییییییییییییییی. اگه سوال داشتید تو نظرات بگید.